راهکار های نهادینه سازی آزادی بیان

در آغاز، طرح چند پرسش بهانهي است جهت گشايش درب ورود به اين مبحث؛ نخست اينکه آزادي بيان چيست؟ تفاوت نگاه ليبراليستي به آزادي بيان با نگاه اسلام در چيست؟ کدام يک آزادي بيان نتيجه مثبت دارد، مطلق گرايي يا محدودگرايي؟ چالشهاي آزادي بيان در افغانستان کدام است؟ کدام راهکارها براي نهادينه شدن آزادي بيان مثمر خواهد بود؟ و پرسشهاي ديگر. اما پاسخ اينجاست؛ آزادي بيان يکي از موهبات خداوندي است که به بشر اعطا شده که افغانستان نيز از اين هديهي بيکران خداوندي بيبهره نمانده است. گرچند آزادي بيان در کشور از عمر چنداني ندارد ولي با آن هم توانسته از بسياري کشورهاي منطقه، سبقت بيگيرد.
و اما چيستي آزادي بيان؛ آزادي بيان يکي از ارزشهاي مورد توجه در حقوق بشر و به عنوان يکي از آزاديهاي بنياديني است که پايه دموکراسي و کرامت انساني به آن استوار است و جريان آزاد اطلاعات بر اساس آن شکل ميگيرد که بر اساس وجود حساسيت و ضرورت حق آزادي بيان در اعلاميهها و کنوانسيونهاي جهاني به اين حق جايگاه خاص داده شده است. ستونهاي آزادي بيان مبتني بر ارکاناش استوار است. در زير ارکان آزادي بيان نام گرفته شده است تا به طور دقيق هريک آن شناسايي شده که با ارجگذاري به آن آزادي بيان در جامعه افغانستان نهادينه شود:
1.آزادي عقيده و انديشه
2.آزادي در ابراز غقايد و افکار
3.آزادي در اشاعه و انتقال عقايد و افکار
4.آزادي در تعين مضمون بيان
5.آزادي در تعين مخاطب بيان
6.آزادي در انتخاب وسيله بيان
7.آزادي در دريافت بيان
8.آزادي در جستجوي اطلاعات

content

اخبار

content

تعصبات قومی یا توافق شیطانی

تعصب یعنی چه ؟ معنای اصطلاحی تعصب سعی نمودن یا در حمایت از خود یا چیزی که با او نسبت دارد مثلا دین، مال، قبیله و چیزی که از آن حمایت میکند شرع ا خوب نباشد و امثال این ها چرا حکومت درتوزیع شناسنامه های برقی تصمیم نگرفته اند؟ چرا از توزیع این شناسنامه ها حکومت ترس و بیم دارد؟ به باور شخصی من مفهوم تعصب این است که شخصی میاید و میگوید تو تاجیک نباش پشتون باش و هویت من را نابود میکند دقیقا این شخص تعصب میکند و متعصب است حالا هرکی و در هر مقام که باشد.

در این اواخر این بحث ذهن همه ای مان را دیگرگون ساخته است «تعصب» موضوع اساسی هم شاید هویت از دست رفته بازیابی شود کوچک وعمده ترین مثال اینکه یک تعداد افغانیت میگویند و طرف دیگر افغانستانی و اگرخیلی جدی شوند یک تعداد تا سرحد دشنام دادن پیش میروند یک تعداد میگویند مطابق به قانون اساسی برای همه شهروندان کشورافغان اطلاق میگردد طرف دیگرمیگویند که در قانون اساسی جعل شده این مشکل پای امامان مسجد را نیز به خود کشانده وهرکی به نفع قوم خود شعار میدهداما حکم الهی چیست خداوند)ج( میفرماید ترجمه; ای مردم بی تردید ما همه )افراد نوع( شما را از یک مرد و زن و هر یک شما را قبیله های بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید پس در میان شما برتری نژاد نیست بلکه گرامی ترین شما در نزد الله پرهیزکار ترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است.)الحجرات: 31 ( پس چرا برای همدیگر امتیاز قایل نمیشویم چه عیب دارد که همدیگر خود را به رسمیت بشناسیم من به همه اقوام احترام دارم اما افغان یک قوم خاص است و برادر من اما نه یک ملت و من این را از روی دروغ پردازی نمیگویم ... حکومت غنی باید این را درک کنند که زمان زورگویی گذشته است و زمان امیرعبدالرحمان خان نیست که هر کس هر چه بخواهد بکند درعین حال تجربه نشان داده است که هیچ قومی نمیتواند قومی دیگررا ازاوسط بیرون کنند. بنابر این نظریات عام این است همه ی مردم افغانستان این صدا را جدی بیگیرند این صدا صدای یک شخص نیست صدای ملت است که سال هاست رنج وغم دامن گیراست

یافته های يک گزارش تحقيقي در کابل بيش ار چهارصد پرونده خشونت عليه خبرنگاران بررسي نشده

از شکل گيري رسانهها در زمان امير شيرعلي خان تا اکنون حدود يکصد و 43 سال ميشود. خانواده رسانههاي افغانستان نظامهاي مختلف رسانهاي را زير چتر نظامهاي سياسي گوناگون سپري کردند. از بدو ظهور رسانهها تا حال، خبرنگاران فراز و نشيبهاي زيادي را تجربه کردند؛ اما هيچ گاه به شکل ابدي نيست و نابود نشدند و يکسره براي اداي رسالت اجتماعيشان فعاليت نمودند. در اين مدت حکومتهاي مختلف در افغانستان نتوانسته در امر کاهش خشونتها عليه خبر نگاران نايل آيد. در نظامهاي استبدادي که آزادي بيان و اظهار نظر وجود نداشت با اين حال روزنامهنگاران زيادي براي روشن کردن افکار عامه ريسک را قبول کردند و کارکردهاي چشمگيري انجام دادند. به عنوان نمونه ميتوانيم به اعضاي جنبش مشروطيت نگاهي انداخت که بسياري شان قرباني آزادي بيان شدند. به مرور زمان رسانهها بلاخره در دوران حامد کرزي توانستند که جايگاهي والاي داشته باشند و روزنامهنگاران بتوانند براي انتقال اطلاعات به طور آزادانه فعاليت کنند.
يکي از تحولات عظيم مدني در افغانستان که همواره حامد کرزي ريسجمهور پيشين، آن را به عنوان يک دست آورد بزرگ حکومت خود قلمداد ميکند، آزادي بيان و گسترش رسانههاي همگاني است. اما با آن که آزادي بيان حمايت و حق دسترسي به اطلاعات نيز از سوي پارلمان تصويب شده بود باز هم روزنامهنگاران با خشونت دست و پنجه نرم ميکردند و تا حال که حکومت وحدت ملي روي کار است، خشونت عليه روزنامهنگاران به گونههاي مختلف صورت ميگيرد و اين ارقام در دو سال اخير اين حکومت به صورت قابل ملاحظهي افزايش يافته است. گزارش منتشر شده توسط سازمانهاي حمايت رسانههاي افغانستان نشان ميدهد که 2016 بدترين سال بعد از 2001 براي آزادي بيان و کارمندان رسانهها در افغانستان ميباشد.

content

پوهنتون رنا © 2017